۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۹:۵۸

پناهگاهی به گرمی آغوش معلم و کلاس درسی به مقصد بهشت

پناهگاهی به گرمی آغوش معلم و کلاس درسی به مقصد بهشت

میناب- مدرسه شجره طیبه با دانش آموزان مظلوم و معلمان شهیدش شناخته می‌شود، معلمانی که زیر موشک باران و آوار، آغوششان را به پناهگاه بچه‌ها تبدیل کردند.

خبرگزاری مهر-گروه استان ها؛ شیما جرگه: تصور کنید صدای زنگ مدرسه را ...دیوار های گچی و پر از دست خط‌بچه هارا ...بوی کتاب ودفتر ...بوی راهروهای طولانی منتهی به کلاس درس را ...اما ...حالا بیایید یک روز را تصور کنیم...دیوار های بادکنک آرایی شده...ریسمان های رنگارنگ ...میزی پر از هدیه های جورواجور و خوراکی های متنوع..

ببخشید...امروز چه روزیه؟

نمیدونی مگه؟!روزه معلم

آها ..معلم؟!

بله ...معلم...معلم

حالا اولین چیزی که به خاطرمان می آید صدای حضور غیاب ها ...صدای خش خش گچ بر تخته سیاه...صدای پرسش های اول کلاس...و برپا برجا...صدای ...صدای:خب بچه ها ...درس امروز...

اما خانم راضیه زمانی نیست که روزش را برایش جشن بگیرند...راستی...یادم نبود ...دانش آموزانش هم نیستند...تا میز بچینند ...کادو وگل بگیرند...بادکنک و ریسمان وصل کنند...

بیش از شصت روز است که کلاس تعطیل است...همه غایب اند...

«لیست حضور غیاب کجاست؟!»

خانم حسینی؟خانم حسینی؟!

«ببخشید ،خانم حسینی معاون مدرسه نیستن؟من دنبالشون میگردم.میشه بهم بگین کجان ؟ایشون همیشه مراقب بچه ها بودن ...می‌خوام بدونم مواظب بچه منم بود؟ می‌دونن بچم کجا بود؟توی چه حالی بود؟چی می‌گفت..ترسیده بود؟؟...»

«صبر داشته باشید خانوم پیدا میشن ان شاالله‌ همین دور وبر ها باید باشن.»

بله همین دور وبر ها بود...خانم حسینی معاون مدرسه ی شجره طیبه میناب پیدا شد....زیر آوار اما...با چهار دانش آموز در آغوشش ...

مادر عزیز ... پدر عزیز ... خیالتان راحت تا ثانیه های آخر خانم حسینی حواسش به فرزندتان بوده..و با آغوش مادرانه آنها را سوار بر بال فرشتگان روانه ی عرش اعلی کرده...

خانم زمانی عزیزم...خانم حسینی...شما نه تنها معلم دانش آموزان کودکان ابتدائی بودین بلکه با خونتان سرمشقی برای همه‌ی بیدار دلان جهان بر تخته سیاه دنیا خطاطی کردید...این شما بودید که با کاشتن بذر عشق و ایثار در قلب دانش آموزان ،از آن کودکان معصوم درختی ساختید که نتیجه اش شد: شجره‌ای طیبه...و حتما خدا حیفش آمد این درخت پاک‌ در میان هیاهو و تاریکی و ظلمات و خشکسالی مهر و محبت در این جهان خوار وزبون،خدشه دار و قطع شود...پس خودش به قیمت بهشت آن ها را خرید و از جهانی که شیطان صفتان ،کودکان را قربانی بعل هایشان می‌کنند بیرون کشید...خدشه دار و قطع شود...پس خودش به قیمت بهشت آن ها را خرید و از جهانی که شیطان صفتان ،کودکان را قربانی بعل هایشان میکنند بیرون کشید...

حالا گل سر سبد باغ های فردوس وعدن شجره ی طیبه میناب است...پس روزتان که نه...خانه ی جدید بر شما مبارک...

کد مطلب 6817261

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha